به نظرم اومد جای این پست خالیه !

وقتی خدا فرشته رو آفرید موظفش کرد به عبادت .

تو باید فقط منو بپرستی و لاغیر ...

دنیای امروز دنیای تضادهاست . نه ، بهتره بگیم دنیا ، امروز و دیروزش فرقی نفوکوله !!!

و اما

تضاد در تضادها       تردید و دوگانگی       تناقض         بی ریختی

بیشتر وقتا دربرابر یک واقعیت ،واقعیت مخالفی وجود داره که اگه هر کدوم نباشن یقینا اون یکی لنگ میزنه .

حالا اگه هر دوتا با هم باشن و باز ما فقط یکی رو بشناسیم ، طبعاتش خیلی بیشتر و بدتر هست . چیزی که امروز یقّه ی جامعه ی ما رو گرفته . تک بعدی نگریستن به مسائل

تا اینجای مطلبو داشته باشین

حالا یه سوال اساسی:

چرا بیشتر لذت ها ، گناهن؟

رک بگم آقا اگه شراب خوردنش حرامه ،اصلا چرا هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ساقی جام می ام ده که نگارنده ی غیب         نیست معلوم که در پرده ی اسرار چه کرد

اگه...

اگه...

اگه...

این اگه ها رو دیگه خودتون کامل کنین . میدونید که ...

اینا وجود دارن دیگه . کسی که منکر نیست ؟ هرکی مخالفه بسم الله !

پس وقتی هستن لابد برا اینه که ما ازشون بهره ببریم . اما چرا کسی دنبالشون نمیره ؟

چون از کودکی فقط در گوشمون خوندن ( با صدای بلند هم نگفتن که کسی نشنوه ) اسم اینا رو به زبون نیاریا که گناهه .اصلا دور وبرشون نرو که یه کلّه میری جهنم . همچی که اسم اینا رو شنیدی جفت انگشت اشاره رو تا بند سومش بکن تو گوشات ، چشمات رو هم فیلتر کن که نه ببینی نه از این منکرات چیزی بشنوی

خدا کورت میکنه ها !!!!

حالا آخر و عاقبت این حرفا چیه ؟

آدمی حریص بر آن چیزیست که از آن منع میشود .

_بذار ببینم مگه چیه که بابا یا مامان یا معلم یا روحانیت یا جامعه میگه حرام مطلق

اون وقته که دیگه خر بیار و باقالی رو بار کن

_ مگه نگفته بودیم بهت نرو سراغ این کثافتا اینا آخرتت رو به باد فنا میده...

آخه پدرت خوب مادرت خوب ؛ یکی نیست بهت بگه آخرت روی همین با هم بودن خیر و شر هست که بنا شده . وگرنه خدا که بیکار نبود که یه خرج اضافی بندازه رو دست خودش . از همون اولش صاف میبردمون بهشت صفاسیتی !!! اگه گناه نبود بهشت و جهنم هم یُخ! نمونش فرشته ها . اونا هیچگونه حساب دفتری پیش خدا ندارن .فقط عبادت.. یه جواریی به قول قرن بیست و یکی ها فرتشته ها آدم آهنی هستن !!!

آدم باید گناهان رو به طور کامل بشناسه . بدونه چرا گناه ، گناه شد .

  باید حقیقت گناه شناسونده بشه تا علت منعش هم درک بشه . اون وقت انجام ندادنش هم دلیل موجه داره .

یه وقت یکی میگه جواب این مسئله اینه بدون هیچ توضیحی . تو هم هاج و واج از این که چرا اینجوری شد .

قضیه ی گناه هم همینه تا وقتی ندونی چرا گناه ، گناهه طاعت هیچ فایده ای نداره.نماز خوندن میشه نوک زدن زمین ، روزه گرفتن میشه گشنگی کشیدن محض !

اصلا نماز خوندن تنها چه سودی داره ؟ الکلی خم و راست میشی !حالا میخوای از صبح تا شب زمین رو نوک بزن برو پایین . گنج سعادت رو پیدا میکنی یا ژول ورن؟

یه روز کامل خودتو زجر میدی که روزه ای ؟ که داری تهذیب نفس میکنی ؟آخه تهذیب نفس از چی وقتی کورکورانه به سکت گناه نمیری . آخ که تازه حالاست که گرفتار ریا میشی !

طاعت از دست نیاید ، گنهی باید کرد

باید حقیقت گناه لمس بشه . باید احساسش کرد تا بشه یه عابد واقعی از کاردربیایم(پارازیت:حس کردن هر چیزی لزوما به منزله ی انجام دادنش نیست ) اینجا مسئله ی اختیار هم توجیه میشه . تو یه طرف ، شیطان هم یه طرف

چند کلام آخر(برداشت و نتیجه گیری شخصی از این بحث برای عموم آزاد است):

اگه یکی نشناخته مرتکب گناهی بشه اما از اون به بعد درکش از این دو واژه عوض بشه و با آگاهی و احساسی پاک بندگی کنه ، صد پله ارزشمندتر از آدمیه که فقط مثلا صالحات رو میشناسه. یکی با یه گناه متحول میشه ، یکی دیگه بدون شناخت شر و خیر راه رو طی میکشه یه کم هم فوتش کنی از راه به در میشه . اولی از دومی خیلی high levelتره ! یکی دل پاکی داره ، روحش با صفاست از دورویی به دوره ، اما گناهی گریبان گیرش میشه ، بعد مسیرش رو پیدا میکنه . این خیلی مقبول تر از باطن های کثیفیه که جانماز آب میشکن و همچین انسان هایی رو منفور میدونن!

البته باید متذکر شد که اونی که حقیقت خیر و شر رو عمیقا متوجه شده و دست به شرارت ها نزده و مومن شده خییییلی بهتر از اونیه که یه بار گناه رو تجربه کرده !

طاعت در کنار گناه است که طاعت میشود اگر نه آدمی پای بر زمین نمیگذاشت که در افلاک از قدسیان آسمان میشد!

دي پير مي فروش كه يادش به خير باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ياد
گفتم به باد مي‌دهدم باده نام و ننگ
گفتا قبول سخن و هر چه باد باد
سود و زيان و مايه چه خواهد شدن ز دست
از بهر اين معامله غمگين مباش و شاد
بادت به دست باشد اگر دل نهي به هيچ
در معرضي كه تخت سليمان رود به باد
حافظ گرت ز پند حكيمان ملالت است
كوته كنيم قصه كه عمرت دراز باد