7 ابان زادروز کوروش بزرگ گرامی باد.


ادامه دارد....![]()
اذربایجان سقوط کرد تبریز سقوط نکرد.
تبریز سقوط کرد 4 محله از 29 محله های تبریز سقوط نکرد.
3 محله ی سقوط نکرده سقوط کردند محله ی امیر خیز سقوط نکرد.
محله ی امیر خیز سقوط کرد خانه ی مشروطیت سقوط نکرد.
...
چرا آرزو کنم؟
.
.
.
خدا گفت: شاید نوشته باشم هر چه آرزو کند!!!..........
سکوت....سکوت...سکوت!!!!
و خداوند سکوت را آفرید...
سکوت، يعني گفتن در نگفتن، يعني مقابله با
شهوت رام نشدني حرف، يعني تمرين
برگشتن به دوران جنيني و شنيدن انحصاري
لالائي
قلبِ مادر در تنهائي محض.
دلا رو کن به مشروطی که ان هم عالمی دارد..
ایام عزاداری امتحانات بر عموم دانشجویان عزیز تسلیت باد...البته به جز....
دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان
من که میگم دم دختره انصافا گرم...
مرد جوان : ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده
پیرمرد : معلومه که نه
چرا آقا ... مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین ؟؟
یه چیزایی کم میشه ...و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه
ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟؟
ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر میکنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه؟؟
خوب ... آره امکان داره
امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیشتر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی
خوب... آره این هم امکان داره
یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور ورا رد میشدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم... و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده
آره ممکنه
بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد
لبخندی بر لب مرد جوان نشست
در این زمان هست که تو هی میخوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش میخوای باهات قرار بزاره و یا این که با هم برین سینما
مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد
دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای
و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست میکنی که باهات ازدواج کنه
مرد جوان دوباره لبخند زد
یه روزی هر دو تاتون میایین پیش من و به عشقتون اعتراف میکنین و از من واسه عروسیتون اجازه میخواین
اوه بله ...حتما و تبسمی بر لبانش نشست
پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت: من هیچوقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مث تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه... میفهمی؟؟؟؟ و با عصبانیت دور شد.
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد
داد می زد : کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت اقا سفره خالی می خرید....؟
یاد اون روزا.....!!!
برای
پیشنهاد هدیه ی کریسمس
برای دشمن خود: بخشش
برای رقیب: تحمل
برای دوستانت:قلبت
برای خودت:احترام
کریسمس مبارک
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی
بلکه برای اینکه ببینی
برای چه کسانی اهمیت داری....
که این دیوار را بشکنند
گاهی گوشه نشینی بد نیست
۱:اگه گناه بده برای چی خدا گناهو خلق کرد؟
۲:اگه هر مخلوقی نیاز به خالق داره خود خدا رو (نعوذ بالله)کی خلق کرده؟به عبارتی خدا از اول وجود داشته یا خدای دیگه ای قبل از خدای ما وجود داشته که خدای ما رو افریده؟
سوال سوم حذف شد
دلا غافل ز سبحان ، ز سبحانی چه حاصل دلا رو کن به شیطان که شیطانی چه آسان
یه چیزایی رو این چند وقته دیدم که ذهنم رو مشغول کرد و باعث شد که بگم:
طاعت در کنار گناه...
آخر این پست جمله کامل میشه .
صبوری : لقد خلقنا الانسان فی کبد !!! حالا میشه بهش گفت صبور باش!
مادامی که توی زندگی رنج و دردی نباشه متقابلا واژه ی صبر هم محو خواهد شد .
این یه مقدمه ی کوچولو بود .
با این که میدونم کسی پستای منو نمیخونه ![]()
اما چند تا پ ن پ براتون گذاشتم امیدوارم موجب مسرت اوقاتتون بشه
(البته این پست یکم فقط یکم دیرتر از شب یلدا گذاشته شد)
آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم
ریختی
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟
جوجه ها را بعدا باهم میشماریم
یلدای همتون مبارک
فکر کنید من اصلا وجود ندارم!
خیلی جالبه................
از سوسک می ترسیم........از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم
از عنکبوت میترسیم............ ....از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم
از خوب سرخ نشدن سوسیس تخم مرغ میترسیم.....
از اینکه دوستمون به خاطر حرف ما از خجالت سرخ بشه نمیترسیم?!!!!!
از سرما خوردگی میترسیم............ ....از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم
از شکستن لیوان میترسیم............ ....از شکستن دل آدما نمیترسیم
خوشبختي ما در سه جمله است:
تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا.
ولي ما با سه جمله ی ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم.
حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
« دکتر علی شريعتي»

.
.
.
حسین یعنی زیبایی، مگر می شود
با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد.
.
.
.
.
محرم شد از غم نگاهم گرفت / به سوزانترین اشک، آهم گرفت
شکست در گلو بغض سوزان من و / عطر حسین روح و جانم گرفت . . .
السّلام علیک یا ابا عبد الله . . .
.
.
.
.
محرم آمد و ماه عزا شد / مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید / دوباره شور عاشوار به پا شد . . .
.
.
.سلام به همه ی هم کلاسی های عزیز دومین مطلبم را هم گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد