دوستت دارم
اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم، به تو میگفتم «دوستت دارم» و نمیپنداشتم تو خود این را میدانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش میکنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آنها کن. به دوستان و همهی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ...
خاطرات یک ترم...
بچه هارو تو این شعر بیارم...
(خاطرات یک ترم...)
واژه ها را یک به یک من روی کاغذ میفشانم...
خودم را بر در این خاطراتم میرسانم...
بگویم ترم را از بیخیالی های اول...
بود ترمی که قارچش را بود استاد انگل...
از آن استاد گویم کاندر آن روزای آخر...
به یاد برگه ای افتاد و سر فصل های دیگر...
و یا از امتحانات و شبیه دانه های قهوه گشتن...
و از بیداری مفرط مثال جغد گشتن...
یا بگویم از کلاس و همکلاسی های صد رنگ...
یکی جدی،یکی غمگین،یکی شوخ و یکی دائم سر جنگ...
یکی دائم سرش بر کار و بر همراه(موبایل)خود بود...
یکی در هر کلاسی خواب و یک دنبال مد بود...
یکی از سلف میخورد و یکی هر دم به آبیز...
یکی را بدترین فصلش چه بود؟این فصل پاییز...
یکی دوری ز همسر را تحمل مینماید...
یکی در ذهن خود رویای خوب انتقالی پروراند...
یکی دائم به وبلاگ و یکی tea نوش بودش...
یکی دنبال جزوه وان دگر باهوش بودش...
ولی خوب و بدش هر چه که بود اکنون گذشته...
به روی قلب هر bdp ای این را نوشته...
که هر ترمی برای ما پر از ناگفتنیهاست...
پر از شیرینی و تلخی،پر از ماندن و پر از رفتنیهاست...
(شعری از حسین درویش)
تقدیم به همکلاسی های گلم
سکوت
سکوت....سکوت...سکوت!!!!
و خداوند سکوت را آفرید...
سکوت، يعني گفتن در نگفتن، يعني مقابله با
شهوت رام نشدني حرف، يعني تمرين
برگشتن به دوران جنيني و شنيدن انحصاري
لالائي
قلبِ مادر در تنهائي محض.
دست در دست هم دهیم به مهر بلاگ خویش را کنیم آباد...
1. صندلی داغ
2. ایجاد پروفایل بچه های کلاس (که شامل تاریخ و محل تولد و مختصر اطلاعاتی راجع به ایشان)
اطلاعات بیشتر در پست های بعدی...
فقر
فقر ، چیزی را " نداشتن " است،
ولی،آن چیز پول نیست ....
طلاو غذا نیست ...
فقر، گرسنگی نیست .....
فقر، عریانی هم نیست...
فقر، همان گرد و خاكی است
كه بر كتابهای فروش نرفتۀ یك
كتابفروشی می نشیند ......
فقر، تیغه های برندۀ ماشین بازیافت
است،كه روزنامه های برگشتی را
خرد میكند...
فقر ، كتیبۀ سه هزار سالهای است
كه روی آن یادگاری نوشتهاند...
فقر، پوست موزی است
كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته
میشود .....
فقر ، همه جا سر میكشد ...
و من در فقر دست و پا ميزنم و مي بالم و بزرگ مي شوم.و من هنوز هم همچنان فقير...
آخییییییش...

بالاخره این ترم زیبا ، پر استرس ، عجیب و همچنین طولانی مون تموم شد... بهرحال بیرجند با همه بی برنامگی ها . نا هماهنگی هاش تونست ترم یکی هاشو وارد ترم ۲ کنه... این ترم واسه من یک تجربه فوق العاده جالب و زیبا بود (حتی با وجود روزهای سخت آخرش...)
دوس دارم تو این پست بقول معروف هرچه دل بزرگ و مهربونتون می خواد راجع به این ترم ، این کلاس، این دانشگاه یا حتی این شهر بگین ... لطفا تعارف نفرمایید حتی شما همکلاسی عزیز...
راستی توقع دارم با تموم شدن ترم و آزاد شدن وقتتون مشارکتتون تو این وبلاگ زیاد بشه و بازم مثه قدیما این وبلاگ زنده نگه دارین...میسی!
يادي از اهل هنر
« محمدعلی فردین »(۱۵ بهمن ۱۳۰۹ در تهران -۱۸ فروردین ۱۳۷۹ در تهران )
بازیگر سینما و کشتیگیر ایرانی
یادش جاودان

آزادي!!!
crossword puzzles: theoretically, it can enter any word
but in fact he has to write only one that decided the crossword
آزادي در دنياي مدرن مانند مرديست كه آزادانه جدول حل ميكند.
از نظر تئوري مي تواند هر واژه اي را در جدول بنويسد.
اما در حقيقت او تنها مي تواند واژه اي را كه جدول برايش مشخص كرده بنويسد.
آلبرت انشتين

دليل رفتن حافظ به مي خانه به جاي مسجد!!!
!!!!

جون من فكر ميكردين يه دونه نون سنگك بشه 10000ريال.
يادش بخير سن من كه شايد قد نده ولي 20 تا نون ميدادن با همين پول!!!
منظورم از قديما زمان ماموت ها نيست. همين چند سال پيش .آقاي شاكري حتما يادشه.
راستي دلار شده 20000ريال، سكه هم ده ميليون ريال ناقابل !!!
كاش يه چند تايي ميخريدم قبلا.
مخصوص قيمتا رو به ريال نوشتم تا زيادتر از اوني كه هست ديده بشه!!!!
مکانی برای گپ و گفت و گو و تبادل اطلاعات بچه های گل دندانپزشکی بیرجند یا بهتر بگم