نظرسنجی 2

سلام 

بین دو روز برای  برگشت بحثه :

1. یکم مهر 

2. سی ام شهریور

لطفا نظر بدید تا مشخص بشه 

دوباره تاکید میکنم لطفا تابع جمع باشی 

ممنون 

نظرسنجی

سلااام 

امیدوارم آزمون و خوب داده باشین 

دوباره نزدیکه مهر و بحث داغ تعیین زمان برگشت و اتحاد همیشگیه بچه های دندون :)))))

واسه برگشت 3 تا گزینه هست 

1.بیست و سوم شهریور 

2.یکم مهر

3.هفتم مهر 

هرکس نظری ،حرفی ، داره بگه که به یه جمع بندی برسیم که همه با هم برگردیم 

خواهشا تابع جمع باشین 


نامه ای کوچک به دوستانی بزرگ

بسمه تعالی 

دیروز کنکور تجربی بود ....

نمیخوام بگم زود گذشت خوب گذشت یا بد ....

میخوام بگم یه زمانی بزرگترین آرزومون دندانپزشکی بود 

یه زمانی با فکر دندانپزشکی میخوابیدیم ، با امیدش بیدار میشدیم 

الان که فکر میکنم میبینم خیلی هم بزرگ نبود آرزومون 

ارزوهایی که تک تکمون الان داریم شاید خیلی بزرگتر از اون هستن 

 میخوام بگم حتی بزرگترین آرزویه امروزمون میشه کوچک ترین آرزویه فردامون 

امروز میخوام بگم     

                                                ما از آرزوهامون بزرگتریم ... 

به امید این که آرزوهای امروزمون بشه داشته های فردامون ....

با یاری خدا 

پوریا مهذب ترابی 

هشتم تیر ماه 1392 خورشیدی 

اسلاید فصل 20 ایمونولوژی (HIV)

اعصاب کرانیال

اینم از اعصاب کرانیال .... فقط عصب 2 باید اسلاید بخونیم... 

دانلود PDF اعصاب کرانیال

من هشتمین آن هفت نفرم

پسر نوح به خواستگاري دختر هابيل رفت.

دختر هابيل جوابش كرد و گفت :نه هرگز همسري ام را سزاوار نيستي؛تو با بدان نشستي و خاندان نبوتت گم شد.تو هماني كه بر كشتي سوار نشدي.خدا را ناديده گرفتي و فرمانش را؛به پدرت پشت كردي به پيمان و پيامش نيز.غرورت غرقت كرد ديدي كه نه شنا به كارت آمد نه بلندي كوهها.

پسر نوح گفت :اما آنكه غرق ميشود خدا را خالصانه تر صدا ميزند، تا آنكه بر كشتي سوار است.من خدايم را لا به لاي طوفان يافتم ؛در دل مرگ وسهمگيني سيل.
دختر هابيل گفت:ايمان پيش از واقعه به كار مي آيد.در آن هول و هراسي
كه تو گرفتار شدي هركفري بدل به ايمان ميشود.آنچه تو به آن رسيدي ايمان به اختيار نبود،پس گردني خدا بود كه گردنت را شكست.
پسر نوح گفت آنان كه بر كشتي سوارند امنند و خدايي كجدارو مريض دارند
كه به بادي ممكن است از دستشان برود.من اما آن غريقم كه به چنان خداي مهيبي رسيده ام كه با چشمان بسته نيز ميبينمش و با دستان بسته نيز لمسش مي كنم .
خداي من چنان خطير است كه هيچ طوفاني آنرا از كفم نمي برد.

 دختر هابيل گفت:باري تو سركشي كردي و گناهكاري .گناه تو هرگز بخشيده نخواهد شد .

پسر نوح خنديد وخنديدوخنديد وگفت:شايد آنكه جسارت عصيان داشته باشد شجاعت توبه نيز داشته باشد.شايد آن خدا كه مجال سركشي داد فرصت بخشيده شدن نيز داده باشد.
دختر هابیل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد و گفت شاید، شاید پرهیز گاری من به ترس و ترديد آغشته باشد اما عصيان تو دليري نبود.دنيا كوتاه است و آدمي كوتاهتر ،مجال آزمون و خطا نيست.

پسر نوح گفت به اين درخت نگاه كن،به شاخه هايش .پيش از آنكه دستهای درخت به نور برسند پاهایش تاریکی را تجربه کرده اند.گاهي براي رسيدن به نور بايد از تاريكي عبور كرد.

گاهي براي رسيدن به خدا بايد از پل گناه گذشت؛؛؛؛من اينگونه به خدا رسيدم.راه تو اما زيباتر و مطمئن تر است دختر هابيل.
پسر نوح اين را گفت و رفت .دختر هابيل تا دوردستها تماشايش كرد

و سالهاست كه منتظر است وسالهاست كه با خود مي گويد :

آيا همسريش را سزاوار بودم؟؟؟

من هشتمین آن هفت نفرم

عرفان نظراهاری

پیغمبر عشق

مجتبی جان ،من ادامه ی post تو را در مورد سیب جایی این گونه خواندم،گفتم شاید دوست داشته باشی تو هم بخونی....:

جواد نوروزی - پاسخ به شعر سیب


دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست،

حرمت باغچه و دختر کم سالش را

از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم،

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان ِ

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود...

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت...

من که قلبم واستاد

با سلام 

همکلاسی های عزیز نمره ی میکروب نظری که بر روی سایت درج شده است فقط توسط دکتر زارع اعلام شده و از 10 نمره است ....نمره ی دکتر نمایی هنوز اعلام نشده .....نترسید ...هنوز امیدی هست :)

فلز شما چیست؟؟؟

متولدین فروردین : آهن


فلز زندگی متولدین فروردین آهن است که 9 برابر دیگران به آنها قدرت می دهد و شانس و موفقیت آنها را در زندگی نه برابر می کند . انرژی و اشتیاق روانی انها می تواند همچون مشعل فروزانی ٬ راه را برای دستیابی به آرمان های بزرگی که در سر می پرورانند روشن نماید. آنها پیشگامانی هستند که همواره دیگران را به سمت هدفی نایافتنی هدایت می نمایند.متولدین فروردین کمتر به دنبال اندوختن ثروت هستند.ولی اگر شروع به مال اندوزی کنند با چنان سرعتی پیش می روند که وقت نمی کنند بایستند و پول ها را بشمرند. در زمینه پول ٬ زمان و حتی لباس خود بسیار دست و دلبازانه عمل می کنند و هر قدر هم فقیر باشند همیشه چیزی برای بخشیدن دارند. آنها اعتقاد دارند که وقتی به دیگران کمک می کنند نه فقط خرسند می شوند بلکه این عمل آنها باعث می شود که دیگران هم متقابلا کاری برای آنها انجام دهند.


متولدین اردیبهشت : مس
فلز ماه اردیبهشت مس است که رسانای برق و گرماست و بعد از گذشت سالها همچنان درخشان باقی می ماند. در زندگی خانوادگی حاکم ورئیس است و هیچکس جرات ندارد آرامش او را بر هم زند. او مانند زمان صبور است و مانند جنگل عمیق ٬ واز چنان قدرتی برخوردار است که قادر است کوه را جابجا کند ولی آدمی لجوج و یکدنده است. این افراد معمولا از چیزهای کوچک خوششان نمی آید واز همین رو دلبستگی خاصی به عشق پایدار و ثروت دارند.

متولدین خرداد : جیوه
فلز سرد جیوه در متولدین خرداد تمایلات دوگانه ای را به وجود می آورد مگر آنکه خودش جلوی آین کارها را بگیرد و به ندای قلب خود گوش کند. هنگامی که عمیقا به دنبال علت بی حوصلگی متولد خرداد بگردید در می یابید که او همیشه در پی هدفی است ولی مشکل اساسی او این است که هدف را نمی شناسد . متولد خرداد از تخیل بسیار قدرتمندی برخوردار است و به همین خاطر اهداف زیادی را در سر می پروراند. ذهن متولدین خرداد همیشه به کاری مشغول است و به همین دلیل بیش از دیگران به استراحت نیاز دارد . آنها با آنکه نسبت به بی خوابی حساس هستند ولی هیچگاه به اندازه کافی نمی خوابند.

متولدین تیر: نقره
فلزوجودی متولدین تیر ٬ نقره است که علیرغم تشابه با سایر فلزات از خصوصیات ویژه گرانبهایی برخوردار است. آنها قلب مهربانی دارند و نیاز دیگران را به خوبی حس می کنند و به آن اهمیت می دهند و می خواهند به دیگران کمک کنند ٬ اما در ابتدا منمتظر می شوند تا ببیند کسی دیگری پیدا می شود که پیش قدم شود چون دوست ندارد پول و وقت خود را صرف چیزی کنند که نیازی به آن نیست. اما اگر دریابد که کس دیگری آستین خود را بالا نزده است آنگاه در آخرین لحظه دست به کار می شود . او می گذارد که دو بار زیر آب فرو روید ٬ ولی بار سوم شما را نجات می دهد . او خیلی رئوف است و نمی گذارد غرق شوید.


متولدین مرداد: طلا
متولد مرداد در دوستی بسیار وفادار است و درموقع دشمنی آدم منصف و قدرتمندی است . او چه ساکت باشد ٬ چه خودنما ٬ فردی خلاق ٬ مبتکر و قدرتمند است . چون او از طلای خالص است به همین دلیل ما ٬ گاهی خودخواهی ٬ تکبرو تنبلی او را نادیده می گیریم .متولدین مرداد در مورد پول هیچگونه احتیاطی به خرج نمی دهند ٬ بسیار ولخرج هستند و حتی اگر پول زیادی نداشته باشند شیک می پوشند و زندگی شان لوکس است و برای تفریح و سرگرمی خود زیاد خرج می کنند. اگر کسی از آنها پول بخواهد به او می دهند و اگر نداشته باشند از دیگری قرض می کنند و به او می دهند.


متولدین شهریور: جیوه
اگر درجه حرارت محیط مناسب باشد ٬ متولدین شهریور علیرغم اینکه ظاهرا ترکیبی از فولاد و یخ به نظر می رسند ٬ در اثر عواطف اطرافیان ذوب خواهند شد . آنها بدون تردید انسانهایی صادق و قابل اعتمادی هستند ولی زمانی که نخواهند به جایی بروند و یا کار خاصی را انجام دهند ٬ به راحتی می توانند خود را به مریضی بزنند. در چنین مواقعی استعداد نمایی آنها در زمینه هنرپیشگی هویدا می شود. متولدین شهریور از عکسهای خود ایراد می گیرند و در مورد سر و وضع خود وسواس شدیدی دارند ٬ همیشه سر و وضعی مرتب و پاکیزه دارند و در مورد لباس بسیار سخت گیر هستند.

متولدین مهر : مس
متولدین مهر سودمندی فلز مس را که فلز هم آهنگی آنهاست بازتب می دهند. از هر گونه بی ادبی و بی نزاکتی تنفر دارند ولی با وجود این اگر تابلویی روی دیوار خانه تان کج باشد ًنرا صاف می کنند و اگر صدای تلویزیون تان زیاد باشد آن را کم می کنند . آنها عاشق مردم هستند ولی از اجتماعات بزرگ بدشان می اید.مانند کبوتران صلح دائم این طرف و آنطرف می روند.و به میانجیگری می پردازند و صلح و صفا برقرار می کنند.انسانهایی بامحبت و دلپذیر هستند ولی گاهی اوقات بداخلاق واخمو می شوندو از دستور دادن به دیگران خوششان می آید.

متولدین آبان: آهن
در بین متولدین آبان آدم عصبی و بی قرارخیلی کم دیده می شود و این در اثر فلز درونی شخصیت آنهاست ٬ با وجود این آنها خیلی رقیق القلب بوده و نسبت به افراد ناتوان و درمانده خیلی دلسوز هستند. متولدین آبان هرگز هدیه یا محبت کسی را فراموش نمی کنند و فورا در جستجوی جبران آن برمی ایند.از طرف دیگر ظلم و بی عدالتی را نیز فراموش نمی کنند و در مقابل ان واکنش های متفاوتی را از خود بروز می دهند. به خانواده و روابط خانوادگی اهمیت زیادی می دهندو رفتارشان با کودکان ملایم و عطوفت آمیز است.


متولدین آذر : قلع
در میان متولدین آذر به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که شوخ طبع و بذله گو باشد و همین تعداداندک نیز که در گفتن لطیفه چنان خام هستندکه هیچ کس به آنها نمی خندد. اگر چه متولدین آذر حافظه ای بسیار قوی دارند ولی گاهی فراموش می کنند که کت خود را کجا گذاشته اند آنها هرگز نمی توانند دروغگوی ماهری باشند هیچ کس حتی برای یک لحظه نمی تواند دروغ آنها را باور کند. ریا کاری و دروغ گویی اصلا با مزاج آنها سازگار نیست و هر وقت سعی به انجام این کار نمایند به زودی دستشان رو می شود . متولدین آذر ٬ چه کم رو چه پررو ٬ ر زمینه عشق همیشه آماده اند که شانس خود را امتحان کنند و خود را به آب و آتش بزنند.


متولدین دی : سرب
اگر چه فلز درونی متولد دی او را به فردی بسیار محکم تبدیل ساخته است اما او فردی خجالتی است که روحیه ای لطیف و حساس دارد. متولد دی همه کسانی را که باعث صعود آنها شده اند بسیار ستایش می کنند . آنها خواستار پیروزی و موفقیت هستند و به سنتها و آداب و رسوم احترام می گذارند. در شخصیت متولد دی همیشه اندکی افسردگی و غم همراه با جدیت وجود دارد. اما هیچ یک از این دو خصوصیت باعث نمی شود که اواز انضباط جدی دست بر دارد . متولد دی به حدی لایق و کارآمد است که به راحتی می توانید زمام امور را به دستش بسپارید.


متولدین بهمن: اورانیوم
فلز درونی متولدین بهمن یک فلز حقیقی نیست و یک ماده رادیواکتیو است که فقط در ترکیبات یافت می شود . اورانیوم می تواند موجب انفجارات عظیم و زنجیره ای گردداز همین رو تلاش برای محدود کردن آنها و مجبورساختن شان به انجام کاری مثل کوشش برای به دام انداختن طوفان زمستانی در یک بطری است . متولدین بهمن عقیده خود را خیلی رک و بی پرده به زبان می آورد ولی هرگز سعی نمی کند عقیده اش را به شما تحمیل کند. یک بهمنی برای احساس امنیت دور و اطراف خود را شلوغ می کند و دوستان زیادی دارد ولی گاهی اوقات به یکباره در پیله تنهایی خود فرو می رود و دلش می خواهد تنها باشد.


متولدین اسفند: قلع
فلز متولد اسفند ٬ آهن ٬ جیوه ٬ طلا و یا سرب نیست بلکه آلیاژی از فلزهاست که نشانگر غیر واقعی و توهم آمیز بودن این افراد است. آنها قوی تر از آن هستند که می پندارید و عاقل تر ازآن که می شناسید ولی تا زمانی که خودشان راز وجود شان را کشف نکنند ٬ راز آنها همواره پوشیده و مخفی باقی خواهد ماند. یک متولد اسفندتمایل چندانی به آرزوهای دنیوی ندارد٬ همچنین برای مقام ٬ قدرت و یا رهبری ارزشی قائل نیست و ثروت و مال دنیا برای او جذابیتی ندارد. او به آینده هیچ اشتیاقی ندارد و نسبت به آن بی خیال است. در مورد گذشته نیز دانشی شهودی دارد و در مورد امروز شکیبا و مقاوم است

PES2012

چندی پیش با خبر شدم که در مسابقه ی PES2012 که به طورسراسری در دانشگاهمون بر گذار شد، رضا دادرس توانست بار دیگر افتخار آفرینی کند و جز ۳ نفر فینالیست این مسابقات باشد .....

رضا جون دوست داریم....

منتظر افتخار آفرینی مجددت هستیم...

با اطمینان قدم بر دار

 

با آن چنان عشقی در قلبت زندگی کن که اگر اشتباها به جهنم رفتی خود شخص شیطان تو را به 

بهشت باز گرداند.

 

 

 

پائولو کئیلو

به یاد صیاد دل ها

امروز روز شهادت سپه بد صیاد شیرازی ست.

کسی که اگر نبود امروز خرمشهر را نداشتیم...

 صیادی که که قائله ی کردستان را خواباند ولی به نام دیگری ثبتش کردن...

درود بر شهید سپه بد  علی صیاد شیرازی

زمان......

 

دیروز و فردا با هم تبانی کرده اند ...

دیروز با خاطره های تلخ ناراحتم می کند وفردا با وعده های واهی خامم کرد ...

و وقتی چشم گشودم که امروز رفته بود .

 

بهترین همبازی...

اگر با خدا گل یا پوچ بازی بکنیم همیشه ما برنده می شویم ......

چون خدا همیشه هر دو دستش پر است.

چرخیدن و خندیدن و رقصیدن

رو به بالا و رو به پایین نماز می خواند . رو به  چپ و رو به راست به رکوع می رفت.به پس و به پیش و به زیر و به زبر  قنوت می خواند.می چرخید و سلام می داد.می رقصید و به سجده می افتاد.

خدا گفت :چه میکنی با این همه شور و با این همه بی پروایی؟

می خواهی به دیگران بگویم چه می کنی تا بیایند و سنگسارت کنند؟

جوانمرد گفت :تو نیز می خواهی به دیگران بگویم که چقدر مهربانی و چقدر بخشنده .تا همه بی پروا طغیان کنند؟ 

-جوانمردا .تو چیزی نگو من نیز چیزی نخواهم گفت.

جوانمرد خندید و جوانمرد چرخید و جوانمرد رقصید.

و نام آن چرخیدن و خندیدن و رقصیدن نماز شد!

کامپيوتر دختره يا پسر؟؟؟


مدتها اين بحث داغ بوده که کامپيوتر دختره يا پسر؟ خلاصه رای گيری ميکنن و يه نتايجی به اين شکل به دست مياد .محکوم نکنید بابا آماره ديگه:))

دخترها گفتند کامپيوتر مذکره ! به اين دلايل:
۱- وقتی بهش عادت ميکنيم؛ فکر ميکنيم بدون اون نميتونيم کاری بکنيم .
۲-با اونکه اطلاعات زيادی دارند ؛نادونن!بدون برنامه آماده هیچ کاری نمیکنن!
۳-قراره مشکلات رو حل کنن ؛اما اغلب مشکل خودشونن!
۴-همين که بهشون عادت میکنیم ؛ کاراييشونو از دست ميدن !
۵- نگاه کردن به history شون معمولا باعث ميشه شاخ دربياريم !

پسرها گفتند کامپيوتر مونثه! به اين دلايل:
۱-به غير از خالقشون کسی از منطق درونيشون سر در نمياره!
۲- فهميدن زبونشون مستلزم سالها رنج بردن و تلاش کردنه!
۳-وقتی با هزار زحمت زبونشونو یاد میگیریم تازه میفهمیم یه زبون جدید اومده!
۴-همین که پایبندش بشیم باید همه پولمونو خرج خرید لوازم جانبیش کنیم!!!
۵-دائم باید update شون کنیم وگرنه کاراییشونو از دست میدن!

تست آی کیو

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه

 به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد

پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان

 آی کیو شما را نشان میدهد

1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز

 چند ماه 29 روز دارد؟



2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر

 نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد

 تا تمام قرصها خورده شود؟



3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم

را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای

زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده

 بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل

 آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟


5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام

گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده

برایش باقی مانده است؟



6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق

سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ

نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟



7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت

 جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک

میشود این خرس چه رنگی است؟



8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟



9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟



10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت

 تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید

 و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده

 و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران

 برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

------------------
پاسخ تست ها

1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.


2.یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری

 را درساعت 1/5و بعدی را در ساعت 2 می خورید).


3. ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد

 پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که

 ساعت 9 شب است.


4 .  70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).


5 .   9 گوسفند.


6. کبریت.


7. سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت

 جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد.


8 .   2سیب.


9 . هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی).


10 . خوب خودتونید دیگه (نام خودتان).

 

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست:

سطح هوش:

7 پاسخ نادرست و بیشتر: در حد دانش آموز دبستان.

6 تا : دانش آموز دبیرستان.

5 تا: دانشجو.

2-3 : استاد دانشگاه.

1 : مدیران ارشد و نخبه.

رنج جان کاهی است گنج بودن و مجهول ماندن

گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن

رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن.

علم بودن و عالم نیافتن

زیبا بودن و نادیده ماندن

فریاد بودن و ناشنیده ماندن

نور بودن و روشن نکردن

 آتش بودن و گرم نساختن

عشق بودن و دلی نیافتن

روح بودن و کالبدی نبودن

چشمه بودن و تشنه ای ندیدن

پیام بودن و پیامبر بودن وکسی نداشتن

مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن

چنگ بودن و پنجه نوازنده ای نبودن

چه بگویم .....

 خدا بودن و انسان نداشتن!

انسان بی خود  / دکتر علی شریعتی

همه بشرند ولی فقط بعضی ها انسانند

چه باید کرد ؟ / دکتر علی شریعتی

بسیار کم اند آدمی زادگان که انسان اند یا انسان می شوند ...

آثار گونه گون /دکتر علی شریعتی

چرا؟

گاهی گمان نمی کنی ولی میشود

گاهی نمی شود ، نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی عجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود

دکتر علی شریعتی

دوستان خوبم :خیلی دوست دارم نظرتون رو بدونم.چون خودم توش موندم!

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

12.00

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...

 

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ...

 

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی


او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

 

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

 

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

 

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

 

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

 

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

 

و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

 

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد

 ...

 

و این، رنج است

دکتر علی شریعتی

اوشو

 آرزومند سعادت نباش زیرا نفس همین آرزو ، مانعی بر سر راه است .

زندگی‌ات را به آرزو زنجیر نکن و به هیچ هدفی چشم ندوز.

آزاد زندگی کن ! لحظه به لحظه زندگی کن ! و از چیزی نترس ، از ترس هم آزاد  شو! 

زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم . چیزی هم بدست نمی‌آوریم ، و وقتی این را بفهمی ، کمال زندگی‌ات تحقق می‌یابد ، اما هیچ گاه مثل گدا به دروازه‌های زندگی نزدیک نشو، هیچ وقت گدایی نکن ،

زیرا دروازه های زندگی هرگز به روی گداها باز نمی‌شوند! ...

 معبد خداوند فقط به روی دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .

دل گرفته را به این معبد راهی نیست ، پس ، از اندوه اجتناب کن.

دل خود را از همه رنگ ها سرشار کن، درخشان و رنگارنگ مثل یک طاووس،

و برای این ( دلشادی و آواز و رقص ) به دنبال دلیلی نباش ، کسی که برای شادی دلیلی می جوید ، شاد نخواهد بود .

نه برای دیگران ، نه به خاطر چیزی ، برقص ، فقط به خاطر رقص ؛ بخوان ، فقط برای آواز ؛ آن گاه سرتا پای زندگی‌ات ملکوتی می شود ،

و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می‌گیرد .

این گونه زیستن ، آزاد بودن است....  

من به دیدار خدا رفتم و شد

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد

ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ

همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد

با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم

عطر بر خود زدم و غالیه سا رفتم و شد

حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالین" را

ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد

یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی

گفتم ای مایه هر مهر و وفا، رفتم و شد

همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین

سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد

"لن ترانی" نشنیدم ز خداوند چو او

"ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد

مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟

من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد

تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست

من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد

مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید

فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد

خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون

پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد

گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو

تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد


 


بانو کاساندان دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی بود. وی از اصالت ایرانی برخوردار بود. او همسر و همراه و همفکر همیشگی بزرگ مردی به نام کوروش بود. کوروش بزرگ در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و او کاساندان نام داشت.
کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید. کوروش کاساندان را بسیار دوست میداشت.هنگام مرگ کاساندان در بابل ۶روز عزای عمومی اعلام شد.مقبره کاساندان در پاسارگاد ، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ می‌باشد.

آنان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند هراسي از فراموشي نيست

چرا كه جاودانند.

كوروش كبير

فقط جوابی برا هم کلاسی ها

اگه ناراحت نمیشین که شما رو هم کلاسی خوندم

با عرض سلام به دکتر های آینده

با عرض تاسف نمی دونم چرا ما سلام کردن رو احترام به دیگران میدونیم ؟

چرا به ما نگفتن که وقتی سلام می کنیم یعنی ما داریم به خودمون احترام می گذاریم.

چرا به ما نگفتن محیط را خودمون میسازیم نه در و دیوار ......

تا کی می خواین از اعتبار و شخصیت پدر و مادرمون استفاده کنیم.

چرا نمی خوایم شروع کنیم برا خودمون شخصیت بسازیم ..........؟؟؟؟؟


+ زندگی. . .



زندگی نه یک مکافات٬

بلکه یک پاداش است.

آری

فرصتی مغتنم یافته ای تا

ببالی٬

ببینی٬

بدانی٬

بفهمی٬

و باشی٬

زندگی را من الهی می خوانم.

در حقیقت٬

زندگی و خداوند٬

معنای یگانه ای دارند.

                                                                                                   اوشو

تفکر بر حقایق

بدتر از توجیه های غلط توجیه های درست است .یعنی تکیه بر حقیقتی برای از بین بردن حقیقتی دیگر .

روشنفکر عصر

دکتر علی شریعتی