قرآن

اعجاز قرآن
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارک است ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد.
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
سورة مباركه الرحمن :
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجان ُ (22)
19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مباركه فرقان آیه 53:« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آندو حريمي استوار قرار داد.

سوره مباركه فاطر آيه 12:
وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْ= 9َةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يؠA7فتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.

سوره مباركه نمل آيه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْ؍ َرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آيا شريكانى كه مى‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا م= 8بودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نمى‏دانند.

هووووررررراااا

امروز صبح در جشنوراه سالانه و بسیار معتبر GOLDEN GLOBE AWARDS فیلم بسیار زیبای "جدایی نادر از سیمین" جایزه foreign language film را دریافت نمود و پرچم کشور عزیزمون ایران رو بالا برد و باعث افتخار ایران و ایرانی شد.دست همشون درد نکنه خصوصا اصغر فرهادی عزیز و نازنین....

ولی حیف واقعا حیف که بها به هنر خصوصا سینما و موسیقی تو این روز ها تو کشور عزیزمون خیلی کم شده. واقعا حیف که یک فیلم ایرانی این جایزه بزرگ رو دریافت کنه ولی تو رادیو یا تلوزیون هیچ صحبتی نشه فقط تو چند خبرگزاری آن هم به شکلی خیلی بد و زننده این اطلاع رسانی را انجام دادند.

واقعا حیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــف!

              اسمش رو نميدونم، ولي چيزي شبيه بيلاخ!!!



همه ما با این علامت به خوبی آشنا هستیم.
نشانه انگشت وسط که امروزه تبدیل به ابزاری شده تا فحاشی و تحقیر با ایما و اشاره را جایگزین معادل زبانی خود کند.
                         اما فلسفه وجودی این نشانه چیست؟
       انگلستان و فرانسه در خلال سالهای 1337 تا 1453، جنگهای زیادی راباهم انجام دادند.که به جنگهای صد ساله موسوم است. در خلال این جنگها و در سال 1415، در جنگی معروف،به نام نبرد آگینکورت، سپاه فرانسه شکست سختی از سپاه انگلستان خورد.
      اما پیش از این شکست، فرانسوی ها طرحی را برای ناکارآمد کردن سپاه انگلستان ارائه داده بودند.بخش بسیار کارآمد سپاه مقابل را تیراندازان ماهر انگلیسی و ولزی شامل می شدند.
     همانطور که می دانید، کمانداران، زه کمان را با استفاده از انگشت وسطشان می کشند و تیر را رها می کنند.از جانب مقامات فرانسوی، دستور رسید تا در صورت دستگیر کردن هر انگلیسی، فورا انگشت وسط او را قطع کنند.به این ترتیب آنها دیگر قادر به پرتاب تیر نخواهند بود.
     از آن پس، در جنگهای مقابل، میان انگلیسیها مد شده بودکه در صورتی که سربازان فرانسوی را مشاهده می کنند،انگشت وسطشان را به سمت آنها بگیرند تا با این حرکتبه آنها بفهمانند که    "من هنوز انگشت وسط دارم و با همین انگشت یک تیر به سمت تو شلیك خواهم کرد و تو را خواهم کشت."

شب امتحان...

همه ی شبا با اینکه تیره و تار هستن ولی بعضی شبا هستن که واقعا واسه ما رنگ و بوی دیگه ای دارن...

بعضی ها میخوان که این شب هرچه زودتر تموم بشه و صبح روشناییش رو با خودش بیاره. بعضی دیگه هم دوست دارن که یه ساعت میداشتن و زمان رو همینجا واسه چند لحظه توی همین تاریکیش نگه میداشتن...

امشب یکی از همین شبای خاطره انگیز و چه بسا تلخ برای بچه های خوابگاه دندونپزشکیه. چرا که یه جورایی همه فردا یکی از سخت ترین امتحانات دوره عمومی دندونپزشکیشون رو پیش رو دارن: ۹۰ی ها: بیو. ۸۹ی ها: فیزیو. ۸۸ی ها: پاتو. ۸۷ی ها:تشخیص و ۸۶ی ها هم:ارتو...

الان که ساعت حدودا از ۳ نصف شب هم گذشته ولی انگار با بقیه شبا یه فرق اساسی داره...

گروهی که تونستن به زور قهوه و چای و نسکافه تا این لحظه خودشونو سرپا نگه دارن در حال کشیدن نفسای آخر هستن و تندتند جزوه ها و کتاباشون رو ورق می زنن. بعضی ها هم که دیگه از هرچی درس و امتحانه خسته شدن درحال پرسه زدن تو face book ، ورق بازی کردن و یا چرخیدن در سالن و یا حیاط خوابگاه هستن. گروهی دیگه هم که راحت و آزاد از هفت دنیا. قربه الی الله گفته و در بستر خود آرمیده اند...

براستی که شب عجیبی است شب امتحان...!

تغذیه سالم در ایام امتحانات

1- در زمان کار یا مطالعه غذا نخورید و برای این کار زمان خاصی را در نظر بگیرید تا با آرامش بیشتری غذا بخورید.

2- بررسی‌ های دانشمندان نشان می دهد که غذاهای نشاسته ‌ای مانند ماکارونی، برنج و نان به دلیل تاثیر در بهبود کیفیت خواب، در شب امتحان مفید هستند.

3- صبح روز امتحان بهتر است به منظور افزایش کارایی مغز، از مواد سرشار از پروتئین یا سرشار از فیبر مانند تخم‌ مرغ، نان سنگک یا بربری با عسل یا پنیر استفاده شود.

4- کارشناسان تغذیه به افرادی که اضطراب زیادی دارند و نمی ‌توانند صبحانه ی مفصلی بخورند، توصیه می ‌کنند از موز و مقداری کشمش استفاده کنند.

5- بعضی از سبزی ‌ها از قبیل ریحان، نعنا، کاهو و سیب در کاهش اضطراب بسیار مفید هستند.

6- خوردن نان و پنیر و گردو یا یک ظرف عدسی در روز امتحان کمک می ‌کند تا در طول امتحان آرام باشید. همچنین خوردن عسل و نوشیدنی‌ های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است.

7- خوردن جگر، گوشت و ماهی، کمک زیادی در کاهش اضطراب می ‌کند، زیرا کم‌ خونی نیز یکی از دلایل کاهش یادگیری و تمرکز است.

8- در ساعات مطالعه از خوردن ماست ترش و دوغ ترش بپرهیزید و خوردن روزانه شیر و همچنین ماست شیرین را فراموش نکنید.

9- از مصرف زیاد شیرینی جات و تنقلات خودداری کنید. این خوراکی‌ ها ممکن است در نگاه اول انرژی ‌زا به نظر برسند، اما باید توجه داشت که این قابلیت در آن ها بسیار کم دوام است و پس از مدتی احساس خستگی بیشتری به شما دست خواهد داد.

10- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را كمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را كامل میل كنید.

11- خوردن آجیل از قبیل بادام، کشمش، فندق، گردو و نخودچی که سرشار از منیزیم است، به یادگیری کمک می کند، زیرا کمبود آن یکی از علل کاهش یادگیری است.

12- از خوردن قهوه و چای پُررنگ، خودداری كنید، ولی چای كم‌ رنگ مفید است.

موفق باشید...

ارامش چیست؟؟؟

  



 آرامش چیست؟؟؟

 نگاه به گذشته و شکر خدا

 نگاه به اینده و اعتماد به خدا

 نگاه به اطراف و جستجوی خدا

 نگاه به درون و دیدن خدا

 لحظه هایت سر شار از بوی خدا ...


جملات زیبا گیله مرد

امتحان علوم تشریحی 1

سر فصل های امتحان...

ادامه نوشته

چرخیدن و خندیدن و رقصیدن

رو به بالا و رو به پایین نماز می خواند . رو به  چپ و رو به راست به رکوع می رفت.به پس و به پیش و به زیر و به زبر  قنوت می خواند.می چرخید و سلام می داد.می رقصید و به سجده می افتاد.

خدا گفت :چه میکنی با این همه شور و با این همه بی پروایی؟

می خواهی به دیگران بگویم چه می کنی تا بیایند و سنگسارت کنند؟

جوانمرد گفت :تو نیز می خواهی به دیگران بگویم که چقدر مهربانی و چقدر بخشنده .تا همه بی پروا طغیان کنند؟ 

-جوانمردا .تو چیزی نگو من نیز چیزی نخواهم گفت.

جوانمرد خندید و جوانمرد چرخید و جوانمرد رقصید.

و نام آن چرخیدن و خندیدن و رقصیدن نماز شد!

خداحافظی با ترم 1......

سلام به همه ی همکلاسی ها..........

در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد.....

رنگ ها رنگ دگر می گیرند....

و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ......

دست ناخورده به جا می مانند........

بالاخره اولین ترم دانشگاه با کلاس اقای دکتر ملکانه با بحث زیبای لیپید به پایان رسید...

ادامه نوشته

چگونه خود را یک دیوانه جلوه بدهیم؟؟!!!

 

                                

ادامه نوشته

انحلال خانه ی سینما

                           «آیا انحلالِ این خانه عظیم‌، نشانه تحول است... ؟»
سلام ...
پروردگارا، کمک کن‌ ما یکدیگر را دوست داشته باشیم‌ و به هم‌ رحم کنیم‌...
اگر با مدیرانِ خانه سینما اختلاف نظر دارید‌، اگر به عملکرد مدیری ایراد دارید و بدبختانه تعامل نمی‌شود‌...
چرا خانه ما را ویران می‌کنید‌...
آخر چرا خانه سینما...‌؟
خانه سینما ‌متعلق به تک تکِ اعضایِ هنرمند و زحمتکشِ خانه سینماست...
آیا نمی‌شود ‌‌با قانون و مقررات و صبر و حوصله در کنارِ هم، همه با هم مشکلات را حل کنیم...؟
این خانه از آنِ ماست ...
جامعه اصنافِ سینمای ایران و هزاران نفر که عاشقانه در سینما فعالیت می‌کنند ...
ما حرمتِ مهمان را داریم، به امیدِ آنکه حرمتِ ما حفظ شود‌...
ما ایرانی هستیم‌... ایرانی‌... الله اکبر‌...
همه مشاغل در کشورِ ما ‌دارای اتحادیه و سندیکا هستند‌.
وجودِ صنف‌، نشانِ توجه و پیشرفتِ تحول در جامعه مدنیست‌...
آیا انحلالِ این خانه عظیم‌، نشانِ تحول است...‌؟
من به عنوان یکی از خادمانِ سینمای نجیبِ ایران، به عنوانِ‌ سپید‌موی ‌این هنرِ شریف و فاخر از فرزندانِ با عقل و خردم‌ انتظار دارم در کنارِ یکدیگر با تعامل و هم‌فکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلافِ سلیقه‌های شخصی‌، مشکلِ پیش آمده را ‌حل کنند.
بیایید عاقلانه بیاندیشیم‌، اگر گوشه‌ای از ساختمانِ‌ خانه سینما به علتی احتیاج به تعمیر دارد‌...
شما را به خدا قسم، شما را به خدا قسم، همه بنا را خراب ‌و ‌نابود نکنید‌...
چه زود... دیر می‌شود.

                                                                                                             عزت‌الله انتظامی

شاد زندگی میکنیم یا نه ؟

مدرنيته شما را به جای تجربه شاد بودن به تظاهر شادی می کشاند ؛چرا که با افتادن به ورطه «فراموشی هستی» و ابزاری شدن همه ی زندگی، شاد بودن هم به مفهومی وابسته به ابزار تبديل شده است. شاد بودن بيشتر تظاهر به شکلی از حالات روحی است که از ياد رفته است. اما شما بايد تظاهر کنيد که هنوز می توانيد درکش کنيد.

                                         تفسیرمان از شاد زیستن چیست؟؟؟؟؟؟

                                         به راستی شاد زندگی میکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

قاتل و میوه فروش

جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر از گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته، به یک دهکده رسید.
چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.
او جلوی یک مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود ... بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.
دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید.
بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و ... پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.
میوه فروش گفت : بخور نوش جانت، پول نمی خواد !
سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلوی دکه میوه فروش ظاهر شد. این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند، صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت.
فراری دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.
آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد.
میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت.
عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.
زیر عکس او با حروف درشت نوشته شده بود "قاتل فراری" و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند.
میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت.
پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند.
سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود.
او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود.
دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.
او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت : "آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان".
سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.
میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود : من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم.
هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم، نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت.
بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد !!!

من اومدم...!!!!!

با سلام به همه دوستای خوبم در دانشکده دندونپزشکی بیرجند

ممنونم از اینکه منو به عنوان عضو افتخاری در وبلاگتون پذیرفتین و همینطور از دوست عزیزم آقای رضا دادرس که لطف کردن و user & password وبلاگ رو در اختیارم قرار دادن تشکر میکنم...

البته من یه عذر خواهی بهتون بدهکارم... بابت اینکه یکم دیر شد...امتحانای میان ترم بود و سختیای شب امتحان...!!! هنوز میان ترما تموم نشده آخر همین هفته باز پایان ترما شروع میشه...!!!

 ولی با این حال امیدوارم بتونم بیشتر بهتون سر بزنم و در جمعتون مفید واقع بشم...

امیوارم اولین ترم تحصیلی واستون ترم پر از خیر و برکتی باشه...

براتون آرزوی موفقیت میکنم و همتون رو به خدای بزرگ میسپارم...

دوستدار همیشگی شما

مجتبی ب

دندانپزشکی ۸۸ زاهدان

!!!!!

ز خر خوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا رو کن به مشروطی که ان هم عالمی دارد..

ایام عزاداری امتحانات بر عموم دانشجویان عزیز تسلیت باد...البته به جز....

روشهای بچه داری

از بچه داری چیزی میدونید؟؟؟؟؟

28 تا عكس هست كه یكسری آموزش های كلی میده

ادامه نوشته

تفریحات دندونای گل...

تو این پست می خوام بدونم تفریح و سرگرمی تون تو این شهر ، تو خوابگاه چیه...؟  

حوصلتون سر میره چیکارا می کنین؟  

مطمئنا همش که درس نباید باشه(!)

  


                             

اسامی جالب


 همشهری جوان در شماره اخیرش ، لیستی حیرت انگیز از اسامی ایرانیان منتشر کرده که صاحبان این اسامی، از سال هفتاد به این سو برای تغییر نامشان، به ثبت احوال مراجعه کرده اند.

در بین اسامی دختران این اسم ها به چشم می خورد:
آشفته
آبجی مار
آواره
آفت
ادامه
ارزان
بانک ناز
آمریکا
برنج
خواننده
زابل
رادار
عرعر
غم انگیز
قیطان
کشمش
عکس و …

و در بین اسامی پسران:
ببر
باقالی
عادی
سنجاب
کافر
ستم
کلاغ
مزاحم
مسکو


تو سفید پوشی هستی ...

که اکنون تجلی خدا بر روی زمینی...

پس تمام تلاشت را بکن تا افتخار افرین باشی.....

bio chem exam...

سرم رو برگم بود ... همه ی مطلبا از ذهنم پریده... صندلی جلو که خانوم برکویی بود که اون هم درگیر امتحان خودش بود ...صندلی عقب هم حسین که حالش از من بهتر نبود بر می گشتم هیچ کدوم بلد نبودیم بهم می خندیدیم... خدایا این دیگه چه سوالاییه... عمرا از این  آقای لکزایی کسی نمره کامل بگیره ... گذشت و گذشت...که گفتن نمره هارو دادن... نمره ها تقریبا همون جور بود که فکر می کردم که...

در کمال ناباوری دیدم 4 نفر 60 شدن...

خانوم ها سعیدی ، اعتمادی ، سزاوار ، کاظمی

واقعا جای خوشحالی و تعجب داره ... واقعا تبریک می گیم بهتون ... انصافا قک نمی کردم کسی کامل بگیره(البته بجز خانوم سعیدی) کلاسمون سرفراز شد

دندان پزشکی حیوانات.......!!!!

عکس حیوانات | تصویر حیوانات | عکس های زیبای حیوان | دندان حیوانات | دندون حیوانات| دندان حیوانها | دندون حیوون | دندون حیوان ها | حیوووووون | دندانپزشکی | دنداپزشکی حیوانات | دندانپزشکی حیوانها | زیباپیکس | دندانپزشکی در حیوانات | ب دندان پزشکی حیوان ها |عکس های دنداپزشکی | تصاویر دندانپزشکی | عکس های دندانپزشکی حیوانات | عکس های دندان پزشکی حیوان هاعکس حیوانات | تصویر حیوانات | عکس های زیبای حیوان | دندان حیوانات | دندون حیوانات| دندان حیوانها | دندون حیوون | دندون حیوان ها | حیوووووون | دندانپزشکی | دنداپزشکی حیوانات | دندانپزشکی حیوانها | زیباپیکس | دندانپزشکی در حیوانات | ب دندان پزشکی حیوان ها |عکس های دنداپزشکی | تصاویر دندانپزشکی | عکس های دندانپزشکی حیوانات | عکس های دندان پزشکی حیوان هاعکس حیوانات | تصویر حیوانات | عکس های زیبای حیوان | دندان حیوانات | دندون حیوانات| دندان حیوانها | دندون حیوون | دندون حیوان ها | حیوووووون | دندانپزشکی | دنداپزشکی حیوانات | دندانپزشکی حیوانها | زیباپیکس | دندانپزشکی در حیوانات | ب دندان پزشکی حیوان ها |عکس های دنداپزشکی | تصاویر دندانپزشکی | عکس های دندانپزشکی حیوانات | عکس های دندان پزشکی حیوان هاعکس حیوانات | تصویر حیوانات | عکس های زیبای حیوان | دندان حیوانات | دندون حیوانات| دندان حیوانها | دندون حیوون | دندون حیوان ها | حیوووووون | دندانپزشکی | دنداپزشکی حیوانات | دندانپزشکی حیوانها | زیباپیکس | دندانپزشکی در حیوانات | ب دندان پزشکی حیوان ها |عکس های دنداپزشکی | تصاویر دندانپزشکی | عکس های دندانپزشکی حیوانات | عکس های دندان پزشکی حیوان هاعکس حیوانات | تصویر حیوانات | عکس های زیبای حیوان | دندان حیوانات | دندون حیوانات| دندان حیوانها | دندون حیوون | دندون حیوان ها | حیوووووون | دندانپزشکی | دنداپزشکی حیوانات | دندانپزشکی حیوانها | زیباپیکس | دندانپزشکی در حیوانات | ب دندان پزشکی حیوان ها |عکس های دنداپزشکی | تصاویر دندانپزشکی | عکس های دندانپزشکی حیوانات | عکس های دندان پزشکی حیوان ها.............!!!!!

؟؟؟

نمی دونم این جمله رو تا حالا شنیدین یا نه که میگن:

با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق

این جمله درسته یا غلط؟؟؟

واقعيت هاي تلخ



       عکس آقای خاوری مدیرعامل بانک ملی در راهپیمایی روز قدس است

ضدحال باحال

امروز به مناسبت بیکاری بیش از حد ۲تا پست گذاشتم ...امیدوارم خوشتون بیاد..شایدم خوشتون نیاد...شایدم هردو...شایدم هیچ کدام

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان

من که میگم دم دختره انصافا گرم...

یه داستان (مرد جوان)

مرد جوان : ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده
پیرمرد : معلومه که نه
چرا آقا ... مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین ؟؟
یه چیزایی کم میشه ...و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه
ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟؟
ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر میکنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه؟؟
خوب ... آره امکان داره
امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیشتر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی
خوب... آره این هم امکان داره
یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور ورا رد میشدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم... و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده
آره ممکنه
بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد
لبخندی بر لب مرد جوان نشست
در این زمان هست که تو هی میخوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش میخوای باهات قرار بزاره و یا این که با هم برین سینما
مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد
دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای
و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست میکنی که باهات ازدواج کنه
مرد جوان دوباره لبخند زد
یه روزی هر دو تاتون میایین پیش من و به عشقتون اعتراف میکنین و از من واسه عروسیتون اجازه میخواین
اوه بله ...حتما و تبسمی بر لبانش نشست
پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت: من هیچوقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مث تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه... میفهمی؟؟؟؟ و با عصبانیت دور شد.

نکته حسابی از دکتر حسابی!

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . 

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند
 .

نقاشی های ناخودآگاه ، شخصیت شما را آشكار می كند ...

مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم .....

ادامه نوشته

Iinterview with GOD


شايد اين متنو تا حالا خونده باشين ولي به نظر من اينقدر قشنگ هست كه دوباره بخونيدش
 
ادامه نوشته

چهار مورد كه شما هرگز درمورد موبايل نشنيده ايد!!!!!!!

چهارمورد که شما هرگز در مورد موبايل نشنيده ايد
 
اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبايل شما می تواند يک نجات دهنده زندگی يا يک ابزار فوری برای نجات باشد.

(من معذرت می خوام واسه فونت نامرتب این پست!
از فن اوری copy ,paste استفاده کردم)
ادامه نوشته

همکلاسی ها من دو تا پیشنهاد دارم:نظرتون چیه در قسمت موضوعات وبلاگ۱- بخشی به عنوان روز تولد بذاریم و تاریخ تولدهامون رو بگیم تا در روز تولد همدیگه بتونیم هم رو خوشحال کنیم.

۲-بخشی رو هم به عنوان پیشنهادات و انتقادها بزاریم برای اساتید و تاریخ امتحانات و مباحث امتحانات و ....تا راحتتر بتونیم به نتیجه برسیم